یکی از دوستان یه سوالی از من پرسیدند که لازم دیدم در این مورد یک تحقیق مختصر (تصویری)
خدمتتون ارائه بدم . سوال کردند که چرا ما به ابوبکر لعن می فرستیم در حالی که ابوبکر کسی
بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله لقب صدیق رو به او داده . ؟
برای جواب این سوال به دو مطلب اشاره میکنم
اول اینکه :
صدیق لقب مولانا امیرالمومنین علیه السلام است که خود عامه هم در کتب مهم خودشون به
این مطلب اشاره دارند از جمله ابن ماجه در سننش كه يكي از صحاح سته عامه به شمار ميآيد،
با سند صحيح نقل كرده :
عَنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و َأَنَا الصِّدِّيقُ
الْأَكْبَرُ لَا يَقُولُهَا بَعْدِي إِلَّا كَذَّابٌ صَلَّيْتُ قَبْلَ النَّاسِ بِسَبْعِ سِنِينَ .
عباد بن عبد الله گويد : علي عليه السلام فرمود : من بنده خدا ، برادر رسول خدا و صديق
اكبر هستم ، پس از من جز دروغگو كسي ديگر خود را «صديق» نخواهد خواند ، من هفت
سال قبل از ديگران نماز مي خواندم .سنن ابن ماجة ، ج1 ، ص 44
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید
برای دیدن تصویر واقعی اینجا را کلیک کنید
محقق سنن ابن ماجه در ادامه مينويسد :
في الزوائد : هذا إسناد صحيح . رجاله ثقات . رواه الحاكم في المستدرك عن المنهال . و قال :
صحيح على شرط الشيخين .هيثمي اين روايت را در مجمع الزوائد نقل كرده و گفته است :
" سند آن صحيح و راويان آن مورد اعتماد هستند " . همچنين حاكم نيشابوري آن را نقل كرده
و گفته است : " اين روايت طبق شرائط مسلم و بخاري صحيح است " .
همچنین این حدیث در این کتب مهم عامه نیز امده است:
المستدرك ، حاكم نيشابوري ، ج3 ، ص 112
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید
برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید
کامل ابن اثیر ج 2 ص 57
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید
البته همین حدیث رو میتونید در این کتب ببینید
تلخيص مستدرک ، تأليف ذهبي در حاشيه همان صفحه ، و البداية والنهاية ، ج3 ، ص 26
تاريخ طبري ، ج2 ، ص 56 ، فرائد السمطين ، جويني ، ج 1 ص 248 و الخصائص ، نسائي ،
ص 46 با سندي كه تمام روات آن ثقه هستند ، و تذكرة الخواص ، ابن جوزي ، ص 108 و
دهها سند ديگر .
ادامه تحقیق رو در اینجا ببینید
ادامه مطلب...
راستي تا يادم نرفته بگم که "ادامه مطلب "ربطي به موضوع پست نداره. در ادامه مطلب در
مورد برنامه " شوک " که سه شنبه شب از سيما خانوم اقاي ضرغامي پخش شد، نوشتم .
البته همه نميتونند بخوننش .
دليل دوم بر لزوم تعيين امام از طرف خدا
امامت و رهبري انسان يعني پيشوايي و رهبري عقل انسان زيرا موضوع بحث ،امامت کسي
است که امام انسان است و انسانيتِ انسان به عقل و فکر اوست دعامة الانسان العقل
ستون انسان عقل است (بحار الانوار جلد 1 ص 90 )
در نظام خلقت انسان ، قوا و اعضاي بدن به راهنمايي حواس محتاجند و اعصاب حرکت
به تبعيت از اعصاب حس نيازمندند . راهنماي حواس در خطا و صواب عقل ادمي است که
آن هم با ادراک محدود و آسيب پذيري به خطا و هوي نيازمند به رهبري عقل کامل است
که اشنا بر درد و درمان و عوامل نقص و کمال انسان و مصون از خطا و هوي باشد تا هدايت
عقل انسان به امامت او محقق شود .
و راه شناخت و معرفت چنين عقل کاملي معرفي خداست . و به همين خاطر حقيقتِ
امامت ، از تصديق به انتصابي بودن امام از جانب خداوند متعال جدا نمي شود .
ادامه مطلب...
بين عامه ( سني ها ) و خاصه ( شيعه ها ) در لزوم وجود خليفه و جانشين براي پيامبر اکرم
صلي الله عليه واله اختلافي نيست . اختلاف در اينه که ايا خلافت و جانشيني پيامبر به
انتصاب است يا به انتخاب !!!!
سني ها ميگند : براي تعيين جانشين پيامبر احتياجي به تعيين از جانب خدا و پيغمبر
نيست و خليفه به انتخاب امت معين مي شود .
شيعيان ميگند : جز به نصب و تعيين پيغمبر که نصب و تعيين خداست معين نمي شود .
√داور و حاکم بين اين اختلاف شيعيان و سني ها ، عقل و کتاب ( قران ) و سنت است .
دلیل اول عقلی بر اثبات تعیین امام از طرف خدا :
اگه مخترعي کارخانه اي تاسيس کند که محصول ان کارخانه گرانبها ترين گوهر است و غرض از
اختراع ، ادامه اون محصوله و در حضور و غياب و حيات و موت مخترع نبايد کار متوقف بشه و براي
حصول ان محصول در ساخت ابزار ان کارخانه و کيفيت عمل انها ظرافتها و دقتهايي اعمال شده
که اطلاع بر انها جز به راهنمايي ان مخترع ميس نيست . ايا ميشه باور کرد که آن مخترع
را که دانا به اسرار ابزار ان کارخانه و توانا بر به کار انداختن ان ابزار است معين نکند ؟! و
مهندسي ان کارخانه را به انتخاب مردمي وابگذارد که از شناخت ابزار و ظرافتها ي کاربرد آن
بيگانه اند ؟!
ايا دقت و ظرافت معارف و سنن و قوانين الهي در جميع شئون حيات انسان که ابزار کارخانه ي
دين خداست و محصولش ارزشمندترين گوهر خزينه ي وجود است که کمال انسانيت به معرفت
الله و عبادت الله و تعديل شهوت انسان به عفت و غضب او به شجاعت و فکر او به حکمت و ايجاد
مدينه فاضله بر اساس قسط و عدالت است ، کمتر از دقت و ظرافت اعمال شده در اختراع آن
مخترع است ؟!
کتابي که خداوند متعال در تعريف ان فرموده است :
نزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شيء و هدي و رحمه ( نحل ايه 89)
کتاب انزلناه اليک لتخرج الناس من الظلمات الي النور ( ابراهيم ايه 1)
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفو فيه ( نحل ايه 64 )
مفسري مي خواهد که انچه را که اين کتاب تبيان ان است استخراج کند و محيط بر ظلمات فکر
و اخلاقي و عملي بشر و راهنماي او به عالم نور باشد و در تمام انچه مورد اختلاف نوع انسان
است مبين حق و باطل باشد .
که مرز ان اختلافات از عميق ترين مسائل وجود در مبدا و معاد است که فکر نوابغ انديشه را
به حل خود مشغول کرده است تا مثلا اختلاف دو زن بر سر فرزند شير خواري که هر يک ادعاي
مادري او را داشته باشند .

ايا مي توان پذيرفت که کاربرد اين کتاب در هدايت عمومي و تربيتي انساني و حل مشکلات و
رفع اختلافات به رحلت رسول اکرم صلي الله عليه واله تمام شده است ؟
ايا خدا و پيغمبرش اين قانون را بدون تعليم و تربيت
را بدون مفسر و معلم و مربي رها کرده و
تعيين مفسر و معلم و مربي را به انتخاب مردم بي خبر از علوم و معارف و قوانين و احکام
اين کتاب وا گذاشته اند ؟؟
دیروز سالگرد وفات مرحوم ایه الله العظمی سید محمد شیرازی اعلی الله مقامه بود .
ایه الله سید محمد شیرازی ملقب به نابغه ی تالیف ، به خاطر نوشتن بیش از 1200 جلد کتاب ،
در اواخر عمر پر برکت شون ، عصب انگشتان ایشون از کار می افته ولی با این حال دست از تلاش
نکشید به طوری که بقیه ی کتبش رو در نوار به صورت صوتی ضبط کرد تا در اینده چاپ بشه.
البته اگه اجازه چاپ بدند !!! ( من فکر میکنم اگه این 1200 جلد کتاب رو ورق بزنم عمرم کفاف
ورق زدن کتب ایشون رو نده )

مهم ترین مشخصه مرحوم حضرت ایه الله العظمی سید محمد شیرازی اخلاق بسیار نیکو
و پیامبر گونه ی ایشون بود به طوری که حتی کسانی که به ایشون دشنام هم می دادند با
یک بار ملاقات ، شیفته ی اخلاق ایشون می شدند .

متاسفانه هم خود ایشون و هم کتب با ارزش و بسیار مفید برای جامعه ی امروز ما در بایکوت
کامل است و علت این هم فقط به خاطر نظریه ایست که ایشون در کتاب شورا در اسلام
ثابت کرد .
در اون کتاب قائل شدند که در جامعه ی دینی برای جلوگیری از استبداد دینی باید به جای
یک نفر ، شورای رهبری که متشکل از " مراجع تقلید " طراز اول است ، باشه .
خدای رحمتش کند .
یا علی
سلام به همه ی دوستان عزیز.
قبل از هر چیز از همه ی دوستان شدیدا عذر خواهی میکنم به جهت کم لطفی که از
طرف من به اونها میشه و من خیلی وقته به بیشتر دوستان نه سری زدم و نه حال و
احوالی ازشون پرسیدم . باور کنید دوستان اصلا حوصله ی هیچی رو ندارم اینترنت که
جای خودش رو داره . در جوانی پیرمون کردن.!!!!!
قبل از اینکه بخوام راجع به موضوع جدید وب صحبت کنم لازمه به در خواست یکی از
رفقا پاسخ مثبت بدم . یکی از دوستان در رابطه ازادی و دین رو ازم سوال کرده بود و
گفته بود که از اونجایی اکثر مردم از خیر و شر شون اگاهی چندانی ندارند ، ایا میشه
با سلب ازادی از اونها اونها رو به سعادت رسوند ؟
در جواب این دوست عزیز باید بگم که خداوند انسان رو آزاد افرید به دلیل ایات بسیار
زیادی از جمله :
إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا . ِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ
إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا ( سوره انسان ایات 2- 3 )
وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ ( سوره کهف ایه 29)
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ ( سوره بقره ایه256 )
حتی رسول الله صلی الله علیه واله تنها مامور به تبلیغ رسالت بود و حق اجبار کسی بر
پذیرش انرا نداشت (فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ سوره غاشیه ایات 21 و 22 )
خلاصه کلام : ازادی جزو افرینش و همزاد انسان و راه و ابزار کمال انسانی ست که بدون
ان انسان هزگز معنی پیدا نمیکنه. سلب ازادی از انسانی که ازاد افریده شده یعنی سلب
انسانیت از افراد و جامعه انسانی یعنی بستن راه خیرو سعادت انسانی یعنی سرکوبی
شرافت و کرامت انسانی .( کرامتی که خدا به انسان هدیه داده :وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَم /
سوره اسرا ایه 70 ) سلب ازادی یعنی مرگ و سلب حیات انسانی . یعنی به بردگی
کشاندن افراد و جامعه انسانی و تبدیل ان به یک زندگی حیوانی . سلب ازادی یعنی
بستن راه حق بینی حق جویی و حق پذیری وحق گویی و گشودن راه های انحطاط اور
و مرگ زای موهوم بینی ، موهوم جویی ، موهوم پذیری و موهوم گویی .
بگذریم .
با تموم شدن بحث نبوت قصد دارم بحث امامت رو شروع کنم . برای شروع خیلی خلاصه
باید عرض کنم که : بین عامه ( سنی ها ) و خاصه ( شیعه ها ) در لزوم وجود خلیفه و
جانشین برای پیامبر اکرم صلی الله علیه واله اختلافی نیست . اختلاف در اینه که ایا
خلافت و جانشینی پیامبر به انتصاب است یا به انتخاب . !!!!
سنی ها میگند : برای تعیین جانشین پیامبر احتیاجی به تعیین از جانب خدا و پیغمبر
نیست و خلیفه به انتخاب امت معین میشود
شیعیان میگند : جز به نصب و تعیین پیغمبر که نصب و تعیین خداست معین نمیشود .
داور و حاکم بین این اختلاف شیعیان و سنی ها عقل و کتاب ( قران ) و سنت است .
در پست های بعدی ایشالله در مورد حکم این سه داور عادل بیشتر صحبت خواهیم کرد .

